سرکار خوب

من چرا تنها خورم جام میم از یار خوب؟
دوستهای بیشمار خواهم برای کار خوب

عاشق میخانه ام جانم پر است از روح عشق
من نمیخواهم کنم پنهان دمی اسرار خوب

بر زمین افتاده ای بودم کنون تاجم بسر
خود ستایی میشود تنها درین دربار خوب

مهربانی کرده است در باره ام ایزد بسی
تا که بزمی را کنم آماده با پروار خوب

دور یار گشتن هنر میخواهد از پروردگار
دست ایزد کرده هستم بهر یار پرگار خوب

عاشقی یک دانشست, دانستن آمال یار
خواهش یارست که در جان مینهد آثار خوب

در چنین دنیای جنگ, قحطی و ظلم, آوارگی
دل دوام میآورد تنها برِ دلدار خوب

زین سبب افتاده ام دنبال عیسی مسیح
دانه میکارم در او یک میدهد صد بار خوب

آدم عاشق میشود اما به دل, با گوش باز
سود ازین عشق عاشقی بس میبرد هُشیار خوب

پس بیا میخانۀ شایسته شو هُشیار عشق
پر شو از پندار و از گفتار و از کردار خوب

دکتر دانیال شایسته

 

Leave a comment

Filed under Poetry - شعر

Leave a Reply

Fill in your details below or click an icon to log in:

WordPress.com Logo

You are commenting using your WordPress.com account. Log Out / Change )

Twitter picture

You are commenting using your Twitter account. Log Out / Change )

Facebook photo

You are commenting using your Facebook account. Log Out / Change )

Google+ photo

You are commenting using your Google+ account. Log Out / Change )

Connecting to %s